بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.
ماه ، لبخندِ تو را گاهی تداعی می کند با زبانِ بی زبانی ، دلربائی می کند مأمنِ آغوش را با بوسه های گرم خود وقتِ هم بستر شدن کشور گشائی می کند شب به قربانگاهِ می بُردم خیالت را ولی عشق بازی قصه را قدری جنائی می کند ماه آتش می زند خاموشیِ این حجله را گاه در اعماقِ چشمم خود نمائی می کند شب میآمیزد گریبان را به مه فامی چنین عرصه ی تنگِ گلویش را طلائی می کند محضِ شیرین تر شدن می چینَمَت روی لبم شعر گفتن از تو آدم را هوایی می کند جای لبخندت کمی افتاده بر پیشانی ام اخم دارد در من عزمِ جا به جائی می کند باز می جنبد زبانم می چکاند واژه یی طعمِ قندِ بوسه را شاید تداعی می کند #مطهره_احمدی
| Design By : Mihantheme |

