بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.
جگر گوشه کجا جز بند بند استخوانهایم وطن داری؟ کجای سینه ات نزدیکتر از دکمه های پیرِهن داری ؟ پُرم از دل تپیدنهای بی آزار ، گاهی خالی از خویشم کجا از جانِ من لبریزتر ، در بی قراری های تن داری به نامِ ماه درچشمانِ شب آتش زدی خواب و خیالم را کمی شرجی تر از مرداد شد حالم ، هوای آمدن داری؟ در آشوبم فقط طوفانی از هُرمِ نفسهای تو جا مانده پناهی دِنج تر از محضر آسوده ی آغوش من داری؟ به این آیینه های خسته ی مبهوت در ابری ترین فصلش کجای قصه ی شیرین مان یک روز قصد سر زدن داری؟ چنان محصور کن در بازوانت انتظارم را جگر گوشه ببینی تا کجا در بند بندِ استخوانهایم وطن داری. #مطهره_احمدی تقدیم به جگرگوشه ام ماهان الهی بسلامت برگردی عزیزترینم ماه قشنگم 
| Design By : Mihantheme |

