محبت

بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.

رو به افق نشسته ام با تو قیام می کنم

قصه ی نا تمام را با تو تمام می کنم

وسوسه های خواب را کهنگیِ شراب را

جز دو پیاله از خودت حیف وحرام می کنم

مستم و در حوالی ات ، یکسره پرسه میزنم

دامنِ شب گرفته ام صحبتِ جام می کنم

نذر همیشه کرده ام عرصه ی تنگ سینه را

رو به دریچه ی دلت صبرِ مُدام می کنم

ضربه ی تازیانه ها خورده به شانه ام ولی

حوصله ی چموش را یک شبه رام می کنم

نازِ تو را که می کشم ، قافیه تازه می شود

با کلمات پخته ام ، عَرضه ی نام می کنم

فصلِ دوباره تر شدن ،حنجره را به باد داد

این غمِ نا تمام را با تو تمام می کنم.

#مطهره_احمدی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۵ساعت 18:31 توسط مطهره | |

Design By : Mihantheme