بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.
رو به افق نشسته ام با تو قیام می کنم قصه ی نا تمام را با تو تمام می کنم وسوسه های خواب را کهنگیِ شراب را جز دو پیاله از خودت حیف وحرام می کنم مستم و در حوالی ات ، یکسره پرسه میزنم دامنِ شب گرفته ام صحبتِ جام می کنم نذر همیشه کرده ام عرصه ی تنگ سینه را رو به دریچه ی دلت صبرِ مُدام می کنم ضربه ی تازیانه ها خورده به شانه ام ولی حوصله ی چموش را یک شبه رام می کنم نازِ تو را که می کشم ، قافیه تازه می شود با کلمات پخته ام ، عَرضه ی نام می کنم فصلِ دوباره تر شدن ،حنجره را به باد داد این غمِ نا تمام را با تو تمام می کنم. #مطهره_احمدی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۵ساعت
18:31 توسط مطهره | |
| Design By : Mihantheme |

