بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.
هوای بودنت در سینه ام جا مانده باور کن بمان با لحظه های بی قرارم تا ابد سر کن از آن چشمان بی رحمت تماشا کن که ویرانم بِباران ، گونه ی تب دارِ خشکم را کمی تر کن چنان طوفان به پا کن تا غرورم را بشورانی فقط محکم در آغوشِم بگیر و باز پرپر کن خودم در بندِ بندِ بی کسی های خودم حبسم تو هم زخمم بزن حالِ بدم را باز بدتر کن به قابِ چوبیِ یک پنجره دل بسته ام بی تو بیا بی تابیِ این سینه را در لحظه کمتر کن هوای بودنت مهری نشانده در تنم اما بمان پائیز ها را خط بزن مغلوبِ آذر کن چه بیرحمانه جاری میشوی ازگوشه ی چشمم ببار و در دل بی تابِ من آشوبِ دیگر کن. #مطهره_احمدی
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۵ساعت
6:30 توسط مطهره | |
| Design By : Mihantheme |

