محبت

بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.

رقصِ تنِ تنهای غرق شور

بی وزن و آهنگ و چنین مسحور

گاهی رها با گونه هایی خیس

در بازوانِ گرمِ خود محصور

گاهی مردد در پناهِ دشت

افسون شده در هاله ای از نور

غرقِ تماشای خیالی سرد

دلتنگ و ویران و کمی مغرور

می پیچد اما در گلوی باد

چیزی شبیه ناله ی سنتور

رقصِ تنِ تنهای بی آغوش

تا مرز لب جان می کَند بدجور

جای نگاهِ عاشقی خالی

با بوسه ای از راهِ خیلی دور

#مطهره احمدی

نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۴ساعت 14:32 توسط مطهره | |

Design By : Mihantheme