محبت

بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.

دریا شدم تا با دلت، همزاد پنداری کنم
باران به باران، هستی ام را پای تو جاری کنم
شاید ندانی غصه را، در نطفه سوزاندم ولی
ماندم برای بودنِ تو، آبرو داری کنم
جانی که در تن دارمت، من باتو معنا می شوم
نوری نمی سوزانی ام، بی آنکه من کاری کنم
دستی برویِ شانه ام، بگذار دریایی ترین
چشمانِ باران دیده را، مدیونِ بیداری کنم
کفراست اما قبله ام، درمرکز چشمانِ توست
دور تو می گردم فقط، احساس دینداری کنم
باران به باران، ابرهای خسته را باریده ام
دریا شدم آرامشم را، پای تو جاری کنم.

مطهره
20فروردین404

نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۴ساعت 18:14 توسط مطهره | |

Design By : Mihantheme