محبت

بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.

یه چیزی بگو، دلخوری مو سَبُک تر کنی
شباتو چه جوری می خوای، بعدِ این سَر کنی
نه حرفی نمونده، با حسِ غروری که داری
پایِ آرزوهام نموندی، بازم قولات و جا میذاری
نفس می کشیدم اگه، حرفِِ دوس داشتنت بود
تو شعرام فقط صحبت از، قصه ی خواستنت بود
یه چیزی بگو بعدازین جایِ زخمات نمونه
باید بشکنم، تا غمِ تو نگامو بخونه
تهِ قصه مون وخودت ، تلخ کردی نگفتی
که آروم شَم لا اقل، از تو چشمام نیفتی
غرورت نذاشت، دل خوریم و سبکتر کنی
شاید ساده بودم، می خواستم که چشمام و باور کنی

مطهره
25اسفند403

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 0:42 توسط مطهره | |

Design By : Mihantheme