بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.
روی گردن بندم اسم زیبای تو رو حک کردم، من چرا یک لحظه ، به شکیبایی تو شک کردم با صدای طپش قلب تو جون میگیرم، عشقت و سایه ی لونه ی چکاوک کردم لحظه هام ،پر شده از خاطر دوست داشتن تو یاد تو،پر شده تو دفتر دلتنگی من باد موهای منو ناز و نوازش میکنه یه سپیدار بلند قصه میگه، تکیه به پیچک میکنه یه سبد گل میچینم، با یه دنیا آرزو یه بغل مهربونی راهی چشمات میکنم عکس ماهت رو به دریا میدم و التماسش میکنم، که تو رو، به ضیافت صدفها تو ی رویا ببره..
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت
18:40 توسط مطهره | |
| Design By : Mihantheme |

