بزرگترین الماس جهان آفتاب است که خوشبختانه برگردن همه میدرخشد.
من بی خبر از قصه ی برگشتن تو ......اون شب دعامو زیر بارون خونده بودم مطهره

روزی که می رفتی هنوزم خاطرم هست....من آیه الکرسی فراوون خونده بودم
وقتی که راهی می شدی با مهربونی........دستامو بوسیدی که آرامش بگیرم
اما ندیدی بی قراری کردنامو............من زندگی کردم که جای تو بمیرم. نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ساعت
20:7 توسط مطهره | |
| Design By : Mihantheme |

